22 جولای 2019 - 3:04
بازدید 932
پ
پ

رهبرم اخم کند…
قایقی خواهم ساخت.
خواهم انداخت به دریای دل اربابم.
قایق از خشم پراست و دل از نفرت تکفیری ها.
قصه ی فهمیده، باز تکرار کنم؟
نه دگر، این بار دعوا به سرِ سربند نیست.
همه ی سر بند ها نام “یا فاطمه” است.

نشود تکرار باز عاشورا.
خیمه ها این بار جایش امن است.
علم عباس هم دست نیکوی گل سرسبد فاطمه است.
رهبرم خامنه ایست. رهبرم سید و اولاد علی است.
رهبرم اخم کند به خدا مادرتان داغ شما می بیند.
حاج همت رفته، کاظمی دیگر نیست، پدر موشک ایران هم رفت، لیک از عالم غیب باز با ما هستند.
حاج قاسم هم هست؛ که سلیمانی کرد، همه دنیا را فتح.
همه ی ما هستیم…
کور خوانید اگر باز هم فکر کنید که علی تنها است.
نامه های بیعت با مسلم همه اش ایرانیست.
همه با خون خود امضا کردیم؛ خاک پای پسر زهراییم.
باز دنیا انگار تشنه خون شده است، هوس رویش لاله کرده دورتا دور ضریح عباس…
خون شیعه زگرفتاری تن خسته شده، وقت آن است که آزاد شود از رگ ها.

رهبرم اخم نکن، ای به فدای جدت.
به خدا اذن دهی، شیعه با خون خودش می شورد همه ی لشکر کفر، همه ی لشکر کفر… .

شاعر: سید محسن علوی

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.