قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری

ترویج هنرمندانه

فصل شادی شماست

فصل شادی شماست چراغ دلمان روشن است سلام علیکم! مگر می‌شود یک سال منتظر این روزها باشیم و حالا با رسیدنشان، خوشحال نباشیم‌؟! روزهای شادی شما، قلب ما شاد است حتی اگر سختی ها ما را در آغوش گرفته باشند… آری… هر چه خدا رو شکر کنیم کم است….. و هر چه به رسم سپاسگزاری پابوسی‌تان کنیم، اندک… فصل شادی …

توضیحات بیشتر »

چندمین بار

نمی دانم چندمین بار بود که تو را از زیر قرآن رد کردم، نمی دانم چندمین بار بود که پشت سرت آب ریختم تا زودتر بازگردی‌ و چندمین بار بود که جانم را بدرقه کردم. اما مسافر من … یک چیز را خوب می دانم. آن دفعه با همیشه فرق داشت. این را از نگاه آخرت فهمیدم و از عطر …

توضیحات بیشتر »

حضرت آفتاب، ذره را دریاب!

حضرت آفتاب، ذره را دریاب! ازشما گفتن، ادعای بزرگی است؛ ذره ای چون من را نه، توانش نیست. این بی گدار به آب زدنم، مرا در اقیانوس تو غرق می کند… و این غرق شدن همان تمنای دل من است آقا… حضرت آفتاب، ذره را دریاب! ای آفتاب عالم تاب، که بی چشم‎داشت بر دل‎های مردمان تاریخ زندگی می بخشی. …

توضیحات بیشتر »

زمستان دارد کوله بارش را می‎بندد

زمستان دارد کوله بارش را می‎بندد و بهار، آمدنش را به وسیله‎ ی مصادف شدنش با ماه رجب نوید می‎دهد… اما امسال اسفندش نیز فرق دارد فروشندگانی می بینیم که بیشتر از همه، ایام سال را می‎شمردند تا به بهار نزدیک شوند، خسته و نگران با چشمانی مضطرب پشت پیشخوان ها نشسته اند. امسال چه خبر است؟! صدای بهانه‎ی دخترکان …

توضیحات بیشتر »

به دنبال نشان از شما

درکوچه پس کوچه های تعابیر و واژه ها به دنبال جمله ای می گردم که نشان از شما داشته باشد… اما با دست خالی به بن بست سکوت می رسم. من هنوز درحرف «ف» فاطمه درمانده ام چه برسد که بخواهم جمله بگویم… به دنبال نشان از شما خدا را شکر بزرگانی داریم که دست کوچک ذهنمان را می گیرند …

توضیحات بیشتر »

قطره های آب

به رود می اندیشم. چه با صلابت و خروشان پیش می رود و به قطره های آب که اگر نباشند رودی نیست که جریان یابد… درست است که در یک نگاه قطره ای بیش نیستم… اما آیه ۲۸۶ سوره بقره، نویدم می دهد: «لا یکلف الله نفسا الا وسعها» حال که تکلیف است، باید رفت، باید انتخاب کرد. این مسیر …

توضیحات بیشتر »

سال ها بود که…

سال ها بود که… می خواندیم: «…الصابر منهم علی دینه کالقابض علی الجمر»(۱) و سال ها بود که… دعا می کردیم: «…و ثبّت أقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین»(۲) همه خوانده بودیم که: «…لتغربلن غربلة و …»(۳) و دعا کرده بودیم که: «…و اجعل خیر العواقب عاقبتی…»(۴) اقتدار ملی همیشه خوانده بودیم… همیشه شنیده بودیم… ولی ندیده بودیم… لمس نکرده بودیم… …

توضیحات بیشتر »

در شلوغی گذرها…

در شلوغی گذرها غالبا سخت خواهد بود تنها رد شدن وای اگر دعوا نباشد تن به تن مانده باشد بین سیصد مرد! زن… جنگ جنگ عصمت و بی عصمتی ست فاطمه بر اسم حیدر غیرتی ست شعله بالا رفت زهرا جا نزد حرفی از سازش به کافرها نزد پشت پا بر غربت مولا نزد جز به خون این حکم را …

توضیحات بیشتر »

سردار آسمانی اسلام

سردار آسمانی اسلام! سلام… شب جمعه، نزدیک کربلا… بوی یاس… بوی سیب… تو پرده از این راز بردار! بین تو و محبوب چه گذشت که داغی مالک گونه بر دل ما گذاشتی… این قلب مگر چقدر طاقت دارد که هم بر آن سرداری می کنی و هم با داغ نبودنت، آن را زیر و رو می کنی… می دانم… تو …

توضیحات بیشتر »

عاشق حیران…

عاشق شدیم عاشق حیران ما شدند قومی اسیر زلف پریشان ما شدند آنقدر عاشقیم که عشاق روزگار مبهوت اشتیاق گریبان ما شدند روح القدس شدیم و تمامی شاعران گرم غزل سرایی دیوان ما شدند یوسف شدیم و بهر تماشای حال ما صد ها عزیز راهی زندان ما شدند آنقدر آمدیم و مسلمان او شدیم آنقدر آمدند و مسلمان ما شدند …

توضیحات بیشتر »