02 ژوئن 2019 - 7:49
بازدید 872
پ
پ

ما هشت خواهر وبرادر از دو مادر بودیم. یعنی پدرم از خانمی سه فرزند داشت که هر سه هم دختر بودند. بعد آن خانم فوت کرده بودند وپدرم با خانم دیگری که مادر ماباشند ازدواج کرده بودند، ما بچه های این خانم دوم پنج نفر بودیم.چهار برادر و یک خواهر، دراین پنج نفر من دومی بودم، البته در این بین دو نفر هم از بین رفته بودند ، با حساب آنها من چهارمی میشدم ، انا چون واسطه ها کم شده بودند، من بچه دوم خانواده بودم ، البته خواهر ها ی بزرگ ما از خانم اول بودند آنها خیلی از ما بزرگتر بودند.

پرو مادرم خیلی پدر و مادر خوبی بودند. مادرم یک خانم بسیار فهمیده ، باسواد ، کتابخوان ، دارای ذوق شعری ، هنری ، حافظ شناس (البته حافظ شناس که میگویم نه به معنای علمی و..بلکه به معنای مأنوس بودن ) با دیوان حافظ وبا قرآن کاملا آشنا بود و صدای خوشی هم داشت.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.