ادله عقلی، قرآنی و روایی اثبات ولایت فقیه

ادله نقلی اثبات ولایت فقیه

۲_روایات

۵-روايت «الْفُقَهاءَ حصون الاسلام» 

«محمد بن يحيى، عن احمد بن محمد، عن ابنِ محبوبٍ، عن علىِّ بن أبي حمزةَ، قال سمعت أبا الْحسن موسى بن جعفر، عليهما السلام، يقول: إذا ماتَ الْمؤمِنُ، بَكَتْ عَلَيْهِ الْملَائِكةُ وَ بِقاعُ الأرْضِ الَّتي كانَ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَيْها، و أبْوابُ السَّماء الَّتى كانَ يُصْعَدُ فيها بِأعْمالِهِ؛ وَ ثُلِمَ في الْاسلامِ ثُلْمَة لايَسدُها شَيْ‏ءٌ، لأَنَّ الْمُؤمِنينَ الْفُقَهاءَ حُصُونُ الْاسْلامِ كَحِصْنِ سُورِ الْمَدِينَةِ لَها.»

   … از امام موسى بن جعفر الصادق (عليه السلام) شنيدم كه مى ‏فرمود: «هر گاه مؤمن (يا فقيه مؤمن) بميرد، فرشتگان بر او مى‏ گريند و قطعات زمينى كه بر آن به پرستش خدا برمى‏ خاسته و درهاى آسمان كه با اعمالش بدان فرا مى ‏رفته است. و در (دژ) اسلام شكافى پديدار خواهد شد كه هيچ چيز آن را ترميم نمى ‏كند، زيرا فقهاى مؤمن دژهاى اسلام‏ اند، و براى اسلام نقش حصار مدينه را براى مدينه دارند.»

نکته

 دربارة متن اين روايت،‏ در همين باب از كتاب كافى روايت ديگرى هست كه به جاى «اذا مات المؤمن» جمله «اذا مات المؤمن الفقيه» دارد. در حالى كه صدر روايتى كه نقل كرديم، كلمة الفقيه را ندارد، لكن از ذيل آن كه تعليل مى فرمايد به «لأنَّ المؤمنين الفقهاء» معلوم مى ‏شود كلمه «فقيه» از بالاى روايت افتاده باشد. مخصوصاً با مناسبتى كه از «ثلم فى الاسلام»، حصن و مانند آن استفاده مى‏ شود كه تمام مناسب با «فقها»ست.

مفهوم عبارت «مومنان فقیه دژهای اسلام اند»

در مفهوم روايت‏ اين كه مى ‏فرمايد: «مؤمنان فقيه دژهاى اسلام‏ اند» در حقيقت فقها را موظف و مأمور مى‏ كند كه نگهبان باشند، و از عقايد و احكام و نظامات اسلام نگهبانى كنند. بديهى است اين فرمايش امام به هيچ ‏وجه جنبه تشريفات ندارد؛ مثل تعارفاتى نيست كه به هم مى‏ كنيم. من به شما «شريعتمدار» مى ‏گويم، و شما به من «شريعتمدار» مى‏ گوييد! يا مثل اين كه پشت پاكت به هم مى ‏نويسيم: حضرت مستطاب حجة الاسلام. اگر فقيه كنج منزل بنشيند و در هيچ امرى از امور دخالت نكند، نه قوانين اسلام را حفظ كند، نه احكام اسلام را نشر دهد، نه دخالت در امور اجتماعى مسلمانان كند، و نه اهتمام به امور مسلمين داشته باشد، به او «حصن الاسلام» گفته مى‏ شود؟! او حافظ اسلام است؟!

مفهوم عبارت «فقها حصون اسلامند»

اين كه فرموده‏ اند «فقها حصون اسلامند» يعنى مكلفند اسلام را حفظ كنند و زمينه ‏اى را فراهم آورند كه بتوانند حافظ اسلام باشند. و اين از اهم واجبات است. و از واجبات مطلق مى ‏باشد نه مشروط. و از جاهايى است كه فقهاى اسلام بايد دنبالش بروند، حوزه‏ هاى دينى بايد به فكر باشند و خود را مجهز به تشكيلات و لوازم و قدرتى كنند كه بتوانند اسلام را به تمام معنا نگهبانى كنند، همان‏گونه كه خود رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليه السلام) حافظ اسلام بودند و عقايد و احكام و نظامات اسلام را به تمام معنا حفظ مى‏ كردند.

ما تمام جهات را كنار گذاشته‏ ايم، و مقدارى از احكام را گرفته، خلفاً عن سلف، مباحثه مى‏ كنيم. بسيارى از احكام اسلام، جزء علوم غريبه شده است! اصلاً اسلام غريب است. از آن فقط اسمى مانده است. تمام جزاييات اسلام، كه بهترين قانون جزايى است كه براى بشر آمده، الآن بكلى فراموش شده، و لم يبق إلّا اسمه. تمام آيات شريفه كه براى جزاييات و حدود آمده است، لم يبق الّا قرائته؛ ما قرائت مى‏كنيم؛ «الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ»،اما تكليف نداريم! فقط بايد قرائت كنيم تا قرائت ما خوب شود و از مخرج ادا كنيم! اما اين كه واقعيت‏هاى اجتماعى چگونه است، و جامعه اسلامى در چه حالى است، و فحشا و فساد چگونه رواج پيدا كرده، و حكومت‏ها مؤيد و پشتيبان زناكاران هستند؛ به ما مربوط نيست! ما فقط بفهميم كه براى زن و مرد زنا كار اين مقدار حد تعيين شده است، ولى جريان حد و اجراى قانون مبارزه با زنا به عهده چه كسى مى‏ باشد، به ما ربطى ندارد! مى ‏پرسم آيا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) اين طور بودند؟ قرآن را مى‏ خواندند و كنار مى‏ گذاشتند و به حدود و اجراى قانون كارى نداشتند؟ خلفاى بعد از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بنايشان بر اين بود كه مسائل را دست مردم بدهند و بگويند با شما كارى نداريم؟ يا بعكس، حدود معين كرده بودند و شلاق مى‏ زدند و رجم مى‏ كردند، حبس ابد مى‏ كردند، نفى بلد مى‏ كردند؟ به فصل «حدود» و «ديات» اسلام رجوع كنيد، مى ‏بينيد همه اينها از اسلام است، و اسلام براى اين امور آمده است. اسلام آمده تا به جامعه نظم بدهد، امامتْ اعتبارى و حكومت براى تنظيم امور جامعه است.

ما مكلف هستيم كه اسلام را حفظ كنيم. اين تكليف از واجبات مهم است؛ حتى از نماز و روزه واجب‏ تر است. همين تكليف است كه ايجاب مى‏كند خون ها در انجام آن ريخته شود. از خون امام حسين (عليه السلام) كه بالاتر نبود، براى اسلام ريخته شد.

  • نتیجه  
  • [پس] «با توجه به تناسب حكم و موضوع به روشنى معلوم است كه در اين ‏روايت، مراد از مؤمن هر مؤمنى نيست، بلكه مؤمنى است كه رفتن او ضايع ه‏اى جبران‏ ناپذير باشد. چنين مؤمنى مطمئنا بايد از جايگاه والايى در امور دينى برخوردار باشد كه حصن اسلام بوده و با فقدان او ضربه ‏اى بر پيكره دين وارد مى‏ گردد. بنابراين، عدم تصريح به «مؤمن فقيه» در صدر روايت، موجب نخواهد شد كه ورود رخنه و شكاف در دين را به مرگ هر مؤمنى نسبت دهيم. تعبير ذيل روايت: «لأن المؤمنين الفقهاء» و نيز مرسلة ابن ابى عمير از امام صادق (عليه السّلام)، همين امر را تأييد مى ‏كنند. »

از آن‏جا كه جامعيت و شمول احكام اسلام، همه بخش‏هاى عبادى، اجتماعى، سياسى، فرهنگى اقتصادى و جز اينها را فرا مى‏ گيرد و دين بر همه اين امور حاكميت دارد، روشن مى‏ گردد كه مرزبانان چنين دينى كه همان عالمان دين و فقيهان مى ‏باشند، وظيفه دارند سدّى آهنين در برابر نفوذ و هجوم دشمنان دين باشند و چونان دژهايى استوار به پاسدارى از دين برخاسته، صيانت آن را اولين وظيفه خويش بدانند. تجربه قرن ‏ها حاكميت سلاطين و جبّاران به خوبى نشان داده است كه مرزبانان دين به هر ميزانى كه از اقتدار و نفوذ برخوردار بوده‏ اند، در انجام وظيفه پاسدارى از حدود ثغور اسلام، موفق ‏تر عمل كرده ‏اند و هر گاه اين نفوذ تضعيف و كمرنگ گشته است، زمينه براى تاخت و تاز نااهلان و نامحرمان به حريم دين فراهم آمده و چه ضربه‏ ها كه بر پيكر مقدس دين وارد نشده است.

از آن‏جا كه دين همواره از ناحيه دنياطلبان تهديد مى‏ گردد، ايفاى كامل نقش مرزبانى و نگهبانى از دين زمانى ممكن خواهد بود كه عالمان شايسته (همان‏هايى كه فقدانشان رخنه در دين ايجاد مى ‏كند) حاكمان امور بوده، تمشيت كارها به دست آنان صورت پذيرد.

به طور خلاصه مى ‏توان استدلال فوق را در قالب نكات زير بيان نمود:

– دين اسلام مكتبى است جامع كه همه شئون زندگى انسان را در بر مى‏ گيرد.

– حريم دين همواره از سوى نامحرمان و دنياطلبان تهديد مى‏ گردد.

– فقيهان شايسته وارسته، پاسداران حريم دين و دژهاى مستحكم اسلام ند.»

منبع: کتاب ولایت فقیه برگرفته ازکتاب ولایت فقاهت ص۲۳

برچسب ها:ادله نقلی اثبات ولایت فقیه، روایت الفقها حصون الاسلام، روایات اثبات ولایت فقیه، امام خامنه ای، رهبر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *