06 سپتامبر 2019 - 19:58
بازدید 850
پ
پ

چه تناقض دلنشینی، درد و آرامش…
آیا تا به حال احساسی به این زیبایی چشیده بودی؟؟
نه، هرگز… هیچ کجای عالم در هیچ نقطه ای از تاریخ، هیچ کس نمی تواند چنین ادعایی کند… این احساس، تنها مختص اینجاست…
ستودنی نیست؟؟
من و تو… نبودیم در آن تاریخ، اما بزرگیِ واقعه، آن‌قدر هست که تا پایان تاریخ، هر سال همان بارش رحمتی که در آن روزهای خاص بود، برای من و تو هم تکرار می شود… من و تویی که این درد را حس می کنیم…

اصلا روضه نیاز نیست! نمی دانم نام حسین علیه السلام که به میان می آید، چه سری است که بغض گلو را می فشارد و اشک ها به دنبال رهایی از چشمان هستند تا به آسمان برسند…

بی‌خبرانِ عالم، اشک و آه و درد را نشان ضعف می دانند و می خواهند آن را درمان کنند تا آرام شوند…تا خوب شوند…

طفلکان نمی دانند در مکتب حسین علیه السلام بعد از آن که درد عشق را کشیدی و باریدی و سوختی، آرام می شوی..‌.
آن وقت است که می دانی که هستی، برای چه هستی، به کجا باید بروی؟!

سرمشقی است رنگ شده بر پیشانی تاریخ که راه من و تو را از میان تاریکی روشن می کند…
خوشا به سعادت ما که در زمانه ای قرار گرفتیم که بوی عاشورا می دهد و درس خود را خوب پس داده…
خدا را سپاس بخاطر این نعمت بزرگ…

باشد که حافظ انقلابمان که برخواسته از نهضت عاشوراست باشیم…

«به قلم: رئیسی»

پی نوشت:
مساله آن قدر اهمیت دارد که وقتی شخصی به نفاست جان حسین بن علی(علیهماالسلام)درمقابل این مساله قرار می گیرد، باید جان خود را در طبق اخلاص بگذارد و به میدان ببرد؛ این برای مسلمان ها تا روز قیامت درس است واین درس عمل هم شده است وفقط این طور نبوده که درسی برای سرمشق دادن روی تخته ی سیاه بنویسند، که بعد هم پاک بشود؛ نه، این با رنگ الهی در پیشانی تاریخ اسلام ثبت شد و ندا داد و پاسخ گرفت، تا امروز.
(بیانات رهبرمعظم انقلاب در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه ی ماه محرم ۸۴٫۱۱٫۵)

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.